حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2525

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

همان كتاب ، بند 5 - هروديان و سپارتيانوس و اوتروپىيوس نيز اين خبر را تأييد كرده‌اند ) . پس از كاراكالّا جانشين او ماكرىنوس « 1 » ميخواست از جنگ احتراز كند ، ولى دير بود ، زيرا پارتيها از خيانت كاراكالّا و خراب كردن قبور شاهان اشكانى چنان برآشفته بودند ، كه ممكن نبود آنها را ساكت كرد و از طرف ديگر اردوان بر خلاف بعض شاهان آخرى اشكانى داراى عقل و عزم بود . او ، باوجود اينكه به زحمت از اردوى روميها فرار كرده بود و در مدّت چندين ماه نميتوانست اقدامى كند ، در زمستان 216 م . به خود آمد و بجمع‌آورى قشونى پرداخته تصميم كرد ، كه از روميها ، در ازاى رفتار ناشايست و خائنانه كاراكالّا ، انتقام بكشد . بنابراين او با قشونش باردوى روميها نزديك ميشد ، كه در اينوقت كاراكالّا را كشتند و جانشين او ماكرىنوس ديد ، كه پارتيها براى جنگ حاضرند و ، چون از سرحدّ روم خواهند گذشت ، با اينوضع جنگ حتمى است ، مگر اينكه عهد مودّت با پارتيها بسته شود ( ديوكاسّيوس ، كتاب 78 ، بند 26 ) . بنابراين امپراطور سفيرى نزد اردوان فرستاده پيشنهاد كرد ، كه حاضر است ، تمامى اسرا را پس بدهد ، به شرط اينكه عهد صلحى منعقد گردد . اردوان بىترديد اين پيشنهاد را ردّ كرده افزود ، كه باوجود اين شرايط صلح را اظهار ميدارم . ماكرىنوس بايد اين كارها را بكند : 1 - اسرا را پس بدهد . 2 - شهرهائى را ، كه كاراكالّا خراب كرده از نو بسازد . 3 - غرامتى از بابت خراب كردن قبور اشكانى بپردازد . 4 - بين النهرين ( يعنى بين النهرين عليا ) را رد كند ( ديوكاسّيوس ، كتاب 78 ، بند 26 ) . براى قيصر روم پذيرفتن اين شرايط امكان نداشت ، اين بود ، كه ماكرىنوس آماده جنگ شد . جنگ پارتيها با روميها پس از آن شاه اشكانى تا نصيبين پيشرفت و در اينجا جنگ بزرگى رويداد ، كه در تاريخ پارت آخرين جنگ پارتىها با روميها است و زمان اقتدار و نيرومندى دولت پارت را

--> ( 1 ) - Macrinus .